سلامممممم سلامممممم

از چي بنويسم؟از كي بنويسم؟از كجابنويسم؟اصلاچرا بنويسم؟هاننننننننن

خوب معلومه ديگه،براي دل تنهاي خودم و از زندگي كه خيلي دوسش دارم

پارسال،همين موقع ها،چه اپ هاي قشنگي مي كردم ها.يادش به خير. . . .

اما خودمونيم ديگه،بعد از ۱سال،گذر زمان و سختي هاي زندگي،كم كم از بلاگفا دورمون مي كنن و همين كه بتونيم ۱اپ كوچولو تو ماه بكنيم،خودش كلي جاي تقدير داره بابااااااااااااااااااااااانه،خداييش همينجوريه ديگه. . .مگه نه؟

اما وقتي ميخواي ۱ اپ دوباره بكني،كلي خوشحال و ذوق و از همين حرف ها.به همه وب لاگ ها ۱سر ميزني و خودتو مي كشي كه توروخدا بيا و كامنت بده

اما اين از ما گذشته. . .بهترين اپ من،شهريور ماه پارسال بود.جشن تولدي كه ابجي شيودا ي عشق داداشي برام گرفتن و حدود ۲،۳هزارتا نظر داشتم

براي همين اگه كمترميام و بهتون سر ميزنم،فكر نكنيد اون اقا محمدرضاي عاشق مهندس فوتباليست خوشتيپ كارگردان مربي بازيگر مدير نويسنده شاعر دبير مترجم خبرنگار مارکوپولوی هندي نيستمچرا،هستم.اما گفتم ديگه. . .خلاصهههههههههه

باورم كن،بي تو تنهامتو نباشي،سرد دنيام

ميخوام ادم ها بدوننعاشقم،عاشقي رسوام

اگه روزي بدونم كهتوديگه من رو نميخوام

اگه دنيام منو بخوادبي تو من،دنيا نميخوام

بي تو من ۱بي پناهم،تو قشنگترين پناهي،دست هاتو بگير تو دست هات،لحظه ي دل بي قراري،لحظه ي بي قراري،لحظه ي بي قراري

خيلي وقته كه مي بينم۱كسي تو لحظه هاته

تو ميخواي كه من نباشممثل سايه پا به پاته

بار غصم رو نميشهحتي رو كوهم بذاري

من كه تك سوار تنهامقصه ی  عاشق سواري

بي تو من ۱بي پناهم،تو قشنگترين پناهي،دست هاتو بگير تو دست هات،لحظه ي دل بي قراري،لحظه ي بي قراري،لحظه ي بي قراري

اين شعر تقديم به كسي كه خودش ميدونه. . .م.ش

و اينم حسن ختام اين اپ خوشملم:دوستون دارم.داداشي رضا.


 

نوشته شده توسط اقا محمد هندی در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 10:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت